رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

پارک قیطریه و سمینار برای پدران

1393/10/27 15:52
نویسنده : رومینا
524 بازدید
اشتراک گذاری

سلامممممممممم به همه دوستای نازنینم .بغل

اینقدر روزا تندددددددددد میگذرن که ادم وقت سر خاروندن نداره. نمیدونم واسه من اینجوریه یا واسه همه. پارسال چقدر وقت ازاد داشتم . اما الان  نه  همه روزهام پر شده . خودمم نمیدونم مگه چی کار  میکنم  غمگین

 در طول روز رادوین فقط با ماشینهاش بازی میکنه     اینجوری بگم شاید بهتره  . کلا با ماشینهاش زندگی میکنه  عشق میکنه .  خیلیییی علاقه داره. ماشین  خوب  و گرون تر رو تشخیص میده  زیبا باهاشون حرف میزنه و به من میگه نومینا مامان ببین میخواییم با عم بلیم بزین (بنزین)  بزنیم خندونک بعد رفتیم تو تخیلاتش پمپ بنزین و کلی بنزین زد و دقیقا کارهایی که  احسان برای بنزین انجام میده رو انجام داد  من خودم تعجب کرده بودم خندونک همه اینها پانتومیم بود چشمک  ماشینهاشو  پرت میکنه تا سقف میره و بیچاره ماشینها  همه داغون شدن .قربون  صدقش میرم و اونم لذت میبرهمحبت عاشقشم .

همین که  تلویزیون روشن میشه و دم غروب هست میگه نومینا فاماگل شولوع شده خنده

 احسان میگه  الان وقت یه همبازی واسش هست  خندونک از این سن بگذره دیگه فایده نداره .چشمک 

 تو بازی هم قارهها رو یاد گرفته الان  باهاش اسم دریا ها رو دارم کار میکنم  محل اقیانوسها رو داره یاد میگیره 

عاشق حرف زدنش میشم وقتی که دستهای خوشگلشو برام تکون میده و حرف میزنه .

محبت

 از هر لحظه کارهاش لذت میبرم  حتی وقتی که جیش میکنه تو شلوارش و دور دهنش غذایی شده و چرب و چیلی هست  قزبون صدقش میرم محبت

این رو  اقای سلطانی بهم گفت  .  وقتی که رادوین  جیش میکرد و از هر 10 بار 2 بار رو نمیگفت من نه دعواش میکردم نه  حرفی میزدم  بدون حرف می شستمش .ولی اقای سلطانی بهم گفت وقتی که جیش هم کرد باز قربون صدقش بروووو . اب دماغش راه افتاد باز قربون صدقش برووووو.  لذذذذت ببر بغل

 جمعه ایی هم تو پارک قیطریه  برنامه بود و با دایی مرتضی و ترانه و ترنم  و مامانم راهی تهران شدیم  ولی چون کمی دیر رسیدیم برنامه سخنرانی برای پدران اخرش رو رسیدیم  ولی  برنامه عالی بود

 

 

بازی پدران 

بازی مامانها 

ترنم و رادوین

من در حال سوال پرسیدن از اقای سلطانی

 

بعد رفتیم پارک و اب واتش

در اخر هم رفتیم واندرلند پاساژ کوروش 

 

 

حیف که دوربین  عکاسی از ابتدا شارژش تموم شد  و نشد عکسهای با کیفیت بگیرم غمگین

 دانشگاه ازاد قزوین    فروردین سال دیگه  برنامه  مسابقات ربوکاپ کشور داره  و یکی از دوستای عزیزم که  تو گروه ربوکاپ کار میکنه قراره رادوین رو اماده کنه برای مسابقات .    همه گروه سنی   هستند . 

چون رادوین   بیشتر به بازیهای پر جنب و جوش علاقه داره  باید طوری براش برنامه بریزیم که  در حال بازی و حرکت   مربی بهش اموزش بده . چون از بازیهایی که  بنشینه  و کارهای ریز ریز انجام بده خوشش نمیاد  . 

پسر نازنینم امیدوارم که همیشه موفق  باشی . 

عکسهای   وسایل ربوکاپش رو بعدا میزارم 

 

 

پسندها (11)

نظرات (16)

مامان فرزانه
27 دی 93 16:03
سلام مامان رادوین جان بعضی وقتا سخته که بچه هامون رو ببریم آتلیه و ازشون عکس بگیریم یه پیشنهاد برات دارم عکس پسر خوشگل و نازتون رو به ایمیلم بفرست تا برات تبدیل به عکس آتلیه ای کنم هزینه هرعکس 5 تومنه بعد از دیدن عکسها مبلغ رو واریز کن اشانتیون کارمم یه کلیپ خوشگل از عکسایی که فرستادیه میتونی امتحان کنی به امتحانش می ارزه نمونه کارامم تو وبلاگم هس البته خیلی از دوستان اجازه ندادن عکساشون رو بزارم منتظرتم دوست خوبم f.ebrahimi32@yahoo.com
محمد
27 دی 93 22:05
سلام، با موضوع "راهکارهایی جهانی برای لاغر شدن" بروزم ... منتظرتونم ...
مامان ملی و کوروش
28 دی 93 13:13
سلام بر رومینا خانوم پویا و پر انرژی هر وقت میام وبلاگ رادوین جونی کلی ازتون انرژی مثبت می گیرم رادوین عزیزم اول از همه اون عینک آفتابیت تو حلقمخیلی جیگر شدی بعدشم خیلی دوستت دارم قهرمان پرتاب فکر کنم کلا عشق پرتابی شیطون بلا به مامانی بگو برای کلاسای پرتاب دیسک هم ثبت نامت کنه خوشگلم یادم نمی ره وقتی اومدم خونتون تمام اسباب بازیاتو پرت میکردی حالا هم نوبت ماشینای خوشگلت رسیده فدات شم خیلی دوستت دارم خوشمزه خاله
رومینا
پاسخ
سلام به روی ماهت مرسی محبوبه جونم رادوین شیطونه دیگههههههههههه حتما باید به این ورزش هم فکر کنم ماهم شما رو خیلی دوست داریم
شکوفه،مامان مانی و پانی
28 دی 93 16:12
رومی جون من یادم رفت پارک قیطریه بیام حیف شد واقعا :-( میگم رومی اون عکس رادوین که عینک زده به نظرم خیلی شبیه مانیه.وقتایی که مانی عینک میزنه همین شکلی میشه دوستوت دارم مامان و پسر عزززیز
رومینا
پاسخ
تو وایبر تو گروه گفتم . گفتم شاید کار داری نتونستی بیای ایشالله دفعه بعد 17 بهمن دوباره مراسم هست بیا راست میگی دقت کردم دیدم شبیه هم هستن کلی بچلونش ببوسش
محمد
29 دی 93 8:58
سلام، به منم سر بزن. آپم آپم آپم با مطالب "8 راز خوشمزه تر شدن عدسی" و "4 ناراحتی که با فصل زمستان می‌رسند" بروزم ... منتظرتونم.
مامان رویا
29 دی 93 9:01
رادوين جونم مثل كياراد من عاشق ماشين بازي ما هم زياد توي خونه با هم پانتوميم بازي ميكنيم ....عاشق تخيلاتشون هستيم كه ريز به ريز نكات را هم توش رعايت ميكنند ...رادوين جون اميدوارم اگه توي مسابقات شركت كردي موفق باشي....
رومینا
پاسخ
ممنون رویا جونم . کیاراد خوشگلم رو ببوس
مامان مهری
29 دی 93 11:50
سلام رومینا جون...... میبینم که روزها تون با شیرین زبونی های پنبه جون نرم و نازک سپری میشه. همیشه خوش باشین و خندان. به به میبینم که میخوای دست بکار بشی و یه آبجی خوشگل برای رادوین بیاری. مبارکه.. من که یکی دوبار به مهراد گفتم یه نی نی برات بیاریم کلا قاطی کرد. برای رادوین و رومینا جون
رومینا
پاسخ
شاید یه داداش شد بچه دوم رو دوست دارم ولی نیاز به فکر کردن بیشتر دارم کمی میترسم .
مامان مهری
29 دی 93 11:52
چه نکته جالبی رو دکتر سلطانی گفته من هم وقتی مهراد جیش می کرد هیچی بهش نمیگفتم. لطفا بازهم نکات کلاس رو برامون بنویس.
رومینا
پاسخ
مامانی رادین
29 دی 93 13:28
سلام رومینا جون خوبید؟همیشه به گردش و پارک خوشحالم که بهتون خوش گذشته .از قبل از این سمینار خبر داشتی؟کاش منم میدونستم میومدم قربون رادوین گلم همه عکساش خوردنی بود واقعا تو مجتمع کوروش خوش میگذره ما هم برای تولدم رفتیم اونجا بیشتر رادین کیف کرد.دیدن خوشحالی بچه ها از همه چیز قشنگتره میبوسمتون از راه دور
رومینا
پاسخ
سلام مامان رادین جون خوبی من تو وبلاگ خیلی اطلاع دادم که همه دوستان بیان . از سمسنار قبل بهمون گفته بودن که 26 مراسم بازی وکلاس هست این جلسه هم گفتن 17 بهمن مراسم باز یدارن دوست داشتی بیا همون پارک قیطریه هست. اره خیلی خوب بود واقعا لذت بخشه دیدن خوشحالیشون ببوس گل پسر رو
مامان لیلی
29 دی 93 15:28
ای جانم چه بامزه بازیی مامان ها و باباها... همیشه خوش باشید
رومینا
پاسخ
ممنون دوست عزیزم
عاطی مامان آوینا
1 بهمن 93 12:56
سلاااام به روی ماه مادر و پسر. چه روزی بوده اون روز چقدر رادوین جونم کیییییف کرده و بااااازی.همیشه شاد باشید گلم
رومینا
پاسخ
سلام عزیزم وای دختر معلومه کجایی اخه ؟ چرا اپ نمیشی ممنون عزیزم
کیان
1 بهمن 93 14:48
سلام خاله رادوین شیرین زبون ما چطوره ای کاش میشد صداش رو هم میتونستیم از تو وبلاگ گوش کنیمخاله این دکتر سلطانی چه چیزایی خوبی یاد میده یادم باشه چند وقت دیگه که منم راه افتادم و شروع کردم به تخریب وسایل خونه مامان بابا روبفرستم پیش اقای سلطانی تا از بتونند از تخریب وسایل خونه لذت ببرند کاری به کار من نداشته باشند
رومینا
پاسخ
مینا حسینی
3 بهمن 93 19:09
سلام رومینا جون خوبین رادوین ناناز خوبه من هر چی نظر میذارم انگاری نمیاد خب. اانشاله همیشه پر انرزی و شاد باشی ما هم یکم تاثیر پذیر باشیم از مطالب قشنگت و عکسای قشنگ
رومینا
پاسخ
سلام مینا جون خوبی عزیزم . گاهی اوقات نت اذیت میکنه درسته امیدوارم که تاثیر پذیر باشیم
فرناز خاله ی آرسن جون
8 بهمن 93 22:47
آفرین به مامان و بابای پر انرژی که همیشه وقت و حوصله ی کافی واسه رادوین جوونی دارن معلومه روز خوبی بوده و حسابی خوش گذشته کاش ما هم اونجا بودیم عکساتونم که مثل همیشه زیباس
رومینا
پاسخ
مامان کیان کوچولو
12 بهمن 93 0:38
سلام رومینا جون ..خوشحالم که لحظه هاتون پر از انرژی مثبت هست و امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشین ... کیان هم از صبح تا شب ماشین بازی میکنه ... واقعا پسر بچه ها از همون اول مااشین دوس دارم . کیان شاسی بلند هم میگه و میشناسه بیاو ببین .. عزیزم ببوس رادوین گل
رومینا
پاسخ
سلاااااااام به مامان کیان جونم قربونش برم که کیان جونم خوش سلیقه است
الهه مامان مبین
13 بهمن 93 17:02
از مطالب خوبت ممنونم کلی استفاده کردم عزیزم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
رومینا
پاسخ
فدات بشم عزیزم